مرتضى راوندى
656
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
بايد بتواند پول بد را از پول خوب تميز دهد ، و منحصرا پول خوب قبول كند . در غير اين - صورت ، تاجر يا هركس كه پول بد بپذيرد ، گناهكار شناخته مىشود . البته مىتوان پول بد را گرفت ، به شرط آنكه قصد از گرفتن ، به دور انداختن آن باشد . بر سر مسألهء اخير نيز ، بين علما اختلاف است . عدهء كثيرى معتقدند كه اگر پول بد در كشور رواج داشته باشد ، قبول آن حرام نيست . اگر فقط در منطقهء خاصى رايج باشد ، مىتوان آن را گرفت مشروط بر آنكه گيرنده از ميزان و درجهء تقلبى بودن آن باخبر باشد . غزالى نتيجه مىگيرد كه در مسألهء پول بد ، پيمودن راه راست ، كار مشكلى است . غزالى كه بدوا پول بد را مثل احتكار بشدت محكوم مىكند ، در نتيجهگيرى به راه حل ميانه و معتدلى تن در مىدهد . در زمينهء معاملات ، غزالى به دو حرمت شرعى ، يعنى ربا و غرر ( غبن ) ، توجه مىكند . از بين اين دو حرام ، غزالى غرر ( غبن ) و ايهام را خطرناكتر مىداند ، تا آنجا كه براى جادادن ربا در صف گناهان كبيره ، ترديد مىكند . چون در ربا تراضى طرفين تحقق پيدا كرده ولى دربارهء غرر چنين نيست . غزالى قبول مىكند كه غبن در جميع معاملات وجود دارد ؛ زيرا پايهء معاملات بر سودجويى قرار گرفته و لازمهء سودجويى كموبيش تغابن است . . . بر خلاف ساير متكلمان ، نظير ماوردى كه احتكار و پول بد را بشدت محكوم مىكند ، غزالى در محكوم كردن اين دو شدتى بخرج نمىدهد . شايد دليل اين نرمش ، آن باشد كه در عصر او ، دولت عامل احتكار و رواج دادن پول بد بود . يا اينكه اشخاصى با همكارى دولت ، اين كار را مىكردهاند . » « 1 » در حدود دو قرن بعد عبيد زاكانى ، با عبارتى طنزآميز ، محتكرين و انبارداران عصر خود را طى حكايتى ، مورد انتقاد قرار مىدهد : « در اين روزها ، بزرگزادهاى خرقهاى به درويشى داد . مگر طاعنان خبر اين واقعه به سمع پدرش رسانيدند . با پسر ، در اين باب ، عتاب مىكرد ؛ پسر گفت : در كتابى خواندم كه هركه بزرگى خواهد ، بايد هرچه دارد ايثار كند . من بدان هوس ، اين خرقه ايثار كردم . پدر گفت : اى ابله ، غلط در لفظ ايثار كردهاى كه به تصحيف ( يعنى خطا ) خواندهاى . بزرگان گفتهاند كه هركه بزرگى خواهد بايد هرچه دارد انبار كند تا بدان عزيز باشد . نبينى كه اكنون همهء بزرگان انباردارى مىكنند . » « 2 » اخلاق اقتصادى : غزالى مىگويد : هر مسلمانى ، از نظر عدالت و بنابر اصل « آنچه را بر خود نمىپسندى بر ديگرى مپسند » ، مكلف است كه از هرگونه ايراد ضرر به برادر مسلمان خوددارى كند ، و در كليهء معاملات صادق و يكرنگ باشد . فروشنده نبايد از كالاى خود به دروغ تعريف كند . اصولا نفس تعريف كردن از كالا نكوهيده است . تبليغات فريبنده و كاذب به دليل اقوى ، ممنوع است . به عكس ، فروشنده بايد معايب و نواقص مبيع را نشان دهد . مبيع را برحسب مورد ، بدقت ، وزن و اندازهگيرى كند . در گفتار خود ، منتهاى صداقت و امانت را به كار برد . پيغمبر رفتن به استقبال كاروان را به قصد گول زدن فروشنده و دادن
--> ( 1 ) . ر ك : همان . ص 547 . ( 2 ) . عبيد زاكانى . كليات ( اخلاق الاشراف ) . به تصحيح عباس اقبال آشتيانى ، ص 23 .